|
پزشکان کرمانشاه اطلاع رسانی و مطالب آموزشی برای پزشکان ، دانشجویان پزشکی و عموم مردم
| ||
|
شمع نيم مرده
چون بوم بر خرابه دنيا نشسته ايم اهل زمانه را به تماشا نشسته ايم بر اين سرای ماتم و در اين ديار رنج بيخود اميد بسته و بيجا نشسته ايم ما را غم خزان و نشاط بهار نيست آسوده همچو خار به صحرا نشسته ايم گر دست ما ز دامن مقصد کوته است از پا فتاده ايم نه از پا نشسته ايم تا هيچ منتظر نگذاريم مرگ را ما رخت خويش بسته مهيا نشسته ايم يکدم ز موج حادثه ايمن نبوده ايم چون ساحليم و بر لب دريا نشسته ايم از عمر جز ملال نديدم و همچنان چشم اميد بسته به فردا نشسته ايم آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر چون شمع نيم مرده چه زيبا نشسته ايم ای گل بر اين نوای غم انگيز ما ببخش کز عالمی بريده و تنها نشسته ايم تا همچو ماهتاب بيايی به بام قصر مانند سايه در دل شب ها نشسته ايم تا با هزار ناز کنی يک نظر به ما ما يکدل و هزار تمنا نشسته ايم چون مرغ پر شکسته فريدون به کنج غم سر زير پر کشيده و شکيبا نشسته ايم
فریدون مشیری [ سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ ] [ 8:31 PM ] [ دکتر سید شاپور حسینی ]
|
||